اخبار صنعت
فایبرگلاس - به طور رسمی به عنوان پلیمر تقویت شده با الیاف شیشه (GRP) شناخته می شود. - در اواسط قرن بیستم وارد واژگان مجسمه ساز شد و هرگز آن را ترک نکرد. ترکیبی از وزن تقریباً صفر، شکلپذیری فوقالعاده و مقاومت در برابر آب و هوا، راههایی را برای بیان آن باز کرد که سنگ، برنز و چوب به سادگی نمیتوانند آن را فراهم کنند. با این حال فایبرگلاس به عنوان یک ماده هنری زیبا دست کم گرفته می شود و اغلب با وسایل تجاری به جای مجسمه سازی جدی مرتبط است. نگاه دقیقتر به ویژگیهای فنی و زیباییشناختی آن، رسانهای را نشان میدهد که قادر به ظرافت هنری خارقالعاده است - رسانهای که مجسمهساز را به همان اندازه به چالش میکشد و به او پاداش میدهد.
مهم ترین ویژگی هنری فایبرگلاس توانایی آن در به کارگیری هر گونه هندسه بدون جریمه ساختاری است. از آنجایی که این ماده به عنوان یک رزین مایع تقویت شده با رشته های شیشه ای بافته شده یا خرد شده قرار می گیرد، کاملاً با خطوط یک قالب مطابقت دارد - زیر برش های مقعر، انحناهای ارگانیک، فلنج های نازک با چاقو و حجم های توخالی که نیاز به مهندسی ساختاری عظیم در برنز یا سنگ دارد، همگی در قالب یک لایه کوچک هستند. مواد ریخته گری معادل
این آزادی مستقیماً بر تصمیم گیری خلاق تأثیر می گذارد. هنرمندانی که در برنز کار میکنند باید دائماً بین نیت بیانی و فیزیک فلز مذاب مذاکره کنند: بخشهای نازک ممکن است تمیز نریزند، زیر برشهای عمیق برداشتن قالب را پیچیده میکند، و اشکال توخالی بزرگ به آرماتورهای داخلی نیاز دارند که وزن و هزینه را اضافه میکنند. فایبرگلاس هیچ یک از این محدودیت ها را اعمال نمی کند. یک مجسمهساز میتواند یک نمونه اصلی را با خاک رس یا فوم مدلسازی کند، قالب سیلیکونی یا گچی بگیرد، و پوستهای را که هر تصمیم سطحی را بازتولید میکند - از جمله نقصهای عمدی، نشانههای اشارهای، و بافت در مقیاس میلیمتری - با وفاداری مطلق، لمینیت کند.
این امر به مجسمه سازان این امکان را داده است که به دنبال ترکیبات کاملاً نازک، شناور یا کنسولی باشند. به عنوان مثال، سری بالون در مقیاس بزرگ جف کونز از فایبرگلاس (در ترکیب با فولاد صیقلی آینه ای) برای دستیابی به کشش بصری یک جسم بی وزن منجمد در ماده جامد استفاده می کند - اثری که تکرار آن در سنگ غیرممکن است. در مقیاس صمیمیتر، مجسمهسازان فیگوراتیو از فایبرگلاس برای دستیابی به اندامهای کشیده و اندامهای شکننده استفاده میکنند که اگر از سنگ مرمر کنده میشوند، زیر وزن خود میشکنند.
سطح یک مجسمه فایبرگلاس یک تفکر بعدی نیست - این یک لایه بیانگر مستقل است که می تواند به طور کامل از فرم زیرین جدا شود. از آنجایی که فایبرگلاس تقریباً هر نوع عملی را می پذیرد، مجسمه ساز می تواند یک فرم هندسی واحد را به عنوان سنگ، آهن زنگ زده، پوست، پارچه، چوب، سرامیک، یا ماده ای بسازد که هیچ معادلی در دنیای واقعی ندارد. این ظرفیت برای توهم سطح، مسلماً متمایزترین ویژگی هنری فایبرگلاس است.
بافت در مرحله قالب معرفی می شود. اگر هنرمند پارچه درشت، فویل مچاله شده، یا بافت خاک رس مدلسازی شده با دست را به سطح قالب فشار دهد، لمینت فایبرگلاس تمام جزئیات را میگیرد. اندازههای دانههای ریز تا ۵۰ میکرون بهطور قابل اعتمادی تولید میشوند، به این معنی که یک بافت چوبی-دانهای ساخته شده در یک مدل اصلی روی هر قالبی که از آن قالب بیرون کشیده میشود، ظاهر میشود – تکرارپذیری کنترلشدهای که حکاکی روی سنگ هرگز نمیتواند آن را تضمین کند.
بیرونی ترین لایه ورقه ورقه فایبرگلاس معمولاً یک پوشش ژل رنگدانه است - یک رزین پلی استر یا وینیل استر پر نشده که قبل از لمینیت روی قالب اعمال می شود. ژل کت به پوست مجسمه تبدیل می شود و به یک سطح سخت، براق یا مات تبدیل می شود که قبل از رنگ آمیزی نیازی به پرایمر ندارد. هنرمندان با مشخص کردن رنگهای ژل کت سفارشی که به سطح نفوذ میکنند، از این استفاده میکنند، بنابراین ساییدگی جزئی، زیرلایه متضاد زیر را نشان نمیدهد. روی ژل کت، نقاشان از لاک های خودرو، جلوه های مرواریدی خودرو، روکش های پلی اورتان، مواد شیمیایی پتینه کاری، یا موم کاستیک استفاده می کنند – که هر کدام یک ویژگی بصری کاملا متفاوت ایجاد می کنند.
یک تکنیک کمتر مورد بحث شامل جاسازی مواد در داخل یا بلافاصله پشت لمینت است. دانههای شیشهای، برگهای فلزی، سنگدانههای خرد شده، یا پارچههای رنگی که قبل از لمینت روی ژل کت فشار داده شدهاند، بهطور دائم در سطح مجسمه ذوب میشوند. نتیجه یک پوسته کامپوزیتی است که نور را به گونهای جذب میکند که هیچ رنگی نمیتواند تکرار شود - تکنیکی که به مجسمههای فایبرگلاس غنای لمسی میدهد که تماشای نزدیک را پاداش میدهد.
بیشتر مواد مجسمهسازی با استفاده از سطح رنگ میشوند - رنگ روی سنگ مینشیند، پتینه روی برنز مینشیند. فایبرگلاس رابطه اساسی متفاوتی با رنگ دارد زیرا رنگدانه را می توان مستقیماً در ماتریس رزین مخلوط کرد. مجسمه ای که در رزین رنگدانه قرمز ریخته شده است در سراسر ضخامت دیواره آن قرمز است. تراشه ها و آسیب های سطحی یک بستر خارجی را نشان نمی دهد. این رنگبندی یکپارچه از نظر هنری اهمیت دارد زیرا نحوه درک بیننده از اصالت مواد را تغییر میدهد - به نظر میرسد رنگ به جای اینکه به عنوان یک لایه آرایشی استفاده شود، از درون نشات میگیرد.
شفافیت یک گزینه بیانی حتی غیرمعمول تر است که در دسترس مجسمه سازان فایبرگلاس است. ورقههای نازک - به اندازه 1.5 میلیمتر - نور پراکنده را هنگام نور پسزمینه منتقل میکنند و جلوهای درخشنده ایجاد میکنند که توسط هنرمندانی مانند پیتر رگلی و بسیاری از متخصصان نصب مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. با کنترل ضخامت لمینت در یک فرم واحد، یک هنرمند میتواند گذرگاههای خاصی را مات و برخی دیگر را درخشان کند و توجه بیننده را به جای خط یا جرم، از طریق نور هدایت کند. این جلوه کاملاً در برنز، سنگ یا سرامیک در دسترس نیست و نشان دهنده یک ثبت بیانی منحصر به فرد مخصوص فایبرگلاس است.
مجسمه سازی عمومی از لحاظ تاریخی به دلیل وزن مواد موجود در مقیاس محدود بوده است. یک شکل برنزی در ارتفاع 10 متری به آرمیچر فولادی داخلی، پایه بتن مسلح و بودجه ای نیاز دارد که اکثر هنرمندان و شهرداری ها را حذف کند. یک فایبرگلاس معادل با ابعاد خارجی یکسان ممکن است 80 تا 90 درصد وزن کمتری داشته باشد، به پایه بسیار سادهتری نیاز داشته باشد و در بخشهایی ساخته شود که میتواند در یک ظرف استاندارد حمل شود و توسط خدمه کوچکی در محل مونتاژ شود.
این مزیت وزنی نسلی از مجسمه های عمومی در مقیاس بزرگ را امکان پذیر کرده است که در غیر این صورت از نظر اقتصادی غیرممکن خواهد بود. آثار بزرگ Yinka Shonibare در فضای باز، Nanas Niki de Saint Phalle، و مجسمه های حیوانات غول پیکر تولید شده توسط استودیوهایی مانند Imaginarium بیلبائو، همگی از نسبت مقاومت به وزن فایبرگلاس برای دستیابی به حضور در مقیاس معماری یا شهری استفاده می کنند.
دانیل اچ.
آماندا آر.
رابرت بی.
جنیفر اس.
جیمز دبلیو.
بری جی.
مایکل تی.
امیلی ک.
دیوید ال.
سارا ام.
مایکی پانزدهم
Jagxue
