اخبار صنعت
مجسمه های انسان مرمر را اشغال می کند جایگاهی منحصر به فرد در تاریخ هنر - آنها در میان قدیمی ترین تجلیات بازمانده از خلاقیت بشر هستند، اما همچنان در دستان مجسمه سازان معاصری هستند که آنچه را که کنده کاری بر روی سنگ می تواند ارتباط برقرار کند، به چالش می کشند، بازتفسیر می کنند و گسترش می دهند. از ورزشکاران ایده آل یونان باستان گرفته تا چهره های تکه تکه شده و مفهومی استودیوهای قرن بیست و یکم، مجسمه های انسانی مرمرین هرگز مصنوعات صرفاً تاریخی نبوده اند. آنها اشکال هنری زنده ای هستند که پیوسته توسط تنش بین تکنیک موروثی و بینش اصلی شکل می گیرند. درک چگونگی ترکیب سنت و مدرنیته در این رسانه مستلزم بررسی هم خود مواد و هم نیات در حال تکامل هنرمندانی است که کار با آن را انتخاب می کنند.
تسلط مرمر در مجسمه سازی فیگوراتیو تصادفی نیست. این سنگ دارای ترکیبی منحصر به فرد از خواص فیزیکی است که آن را به خوبی برای رنگ آمیزی بدن انسان مناسب می کند. شفافیت آن - نور قبل از انعکاس به عقب چندین میلی متر به زیر سطح صیقلی نفوذ می کند - گرمای بصری ایجاد می کند که هیچ ماده مصنوعی به طور کامل تکرار نمی کند. این کیفیت به پوست مرمر عمق زندهای میبخشد که مواد مسطح و مات نمیتوانند به آن دست یابند، به همین دلیل است که مجسمهسازان از فیدیاس تا میکل آنژ و منبتکاران معاصر به طور مداوم به آن بازمیگردند، زمانی که شخصیت انسان موضوع آنها باشد.
از منظر ساختاری، سختی متوسط سنگ مرمر - رتبه بندی بین 3 تا 4 در مقیاس Mohs - امکان کنده کاری دقیق از جمله مو، چین های پارچه، پلک ها و ناخن ها را فراهم می کند، در حالی که به اندازه کافی سخت است که در صورت نگهداری صحیح قرن ها زنده بماند. باارزشترین سنگهای مرمر حکاکی شده - ورزشگاه کارارا از ایتالیا، Pentelic از یونان و Makrana از هند - ساختارهای کریستالی به اندازهای خوب دارند که لبههای آن را با دقت کمتر از میلیمتر نگه دارند و نوعی از جزئیات آناتومیکی را امکانپذیر میکنند که مجسمهسازی فیگوراتیو شاهکار را تعریف میکند.
مجسمه سازان معاصر، سنگ مرمر را نه علیرغم ارتباط آن با دوران باستان، بلکه تا حدی به دلیل آن ارزش قائل هستند. کار در سنگ مرمر دعوت به گفتگو با کل تاریخ هنر فیگوراتیو می کند. هر پیکره انسانی جدیدی که از یک بلوک مرمر حکاکی شده است در گفتگوی ضمنی با ونوس میلو، دیوید میکل آنژ، و آپولو و دافنه برنینی وجود دارد - و هنرمندان ماهر از این مکالمه عمدا استفاده میکنند، یا سنت را گرامی میدارند یا آن را زیر پا میگذارند تا معنایی بیافرینند که در یک رسانه بیطرف امکانپذیر نباشد.
تکنیکهای اصلی مورد استفاده برای تراشیدن مجسمههای مرمری انسان در طول هزارهها بهطور قابلتوجهی پایدار ماندهاند. مجسمهسازان یونان باستان از اسکنههای نقطهای، اسکنههای مسطح و اسکنههای دندانهدار در پیشرفتی از زمخت کردن بلوک به اصلاح جزئیات سطح استفاده میکردند - همان ترتیبی که امروزه در استودیوهای سنگتراشی معاصر استفاده میشود. اسکنه نقطه ای حجم زیادی از سنگ را با تمرکز نیرو در یک نوک به سرعت حذف می کند. اسکنه دندانه دار سطح را با خطوط موازی کنترل شده اصلاح می کند. اسکنه صاف لبه ها را تیز می کند و خطوط نهایی را مشخص می کند. رسپ ها و سنگ های ساینده - که اکنون اغلب با کاغذهای الماسی و ابزارهای پنوماتیک جایگزین می شوند - سطوح را به پایان نهایی خود می رساند.
یکی از تکنیکهای کلاسیکی که هم در بازتولید سنتی و هم در تمرین معاصر پایهای باقی میماند، دستگاه اشارهگر است - یک دستگاه انتقال مختصات سهبعدی که به مجسمهسازان اجازه میدهد تا به دقت مقیاس و کپی کردن یک ماکت گلی یا گچی را در سنگ مرمر انجام دهند. دستگاه اشاره گر با ایجاد نقاط مرجع ثابت روی مدل و انتقال مختصات مکانی دقیق آنها به بلوک سنگ کار می کند و کارور را به عمق دقیق در هر مکان هدایت می کند. این روش که در دوران رنسانس اصلاح شد و در قرن نوزدهم به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفت، امروزه هم برای تولید نسخههای با کیفیت بالا از آثار کلاسیک و هم برای ترجمه ماکتهای پیچیده معاصر به سنگ با دقت هندسی استفاده میشود.
فن آوری مدرن آسیاب CNC تا حدی جایگزین دستگاه اشاره گر برای حذف مواد در مرحله ناهموار شده است، و به بازوهای رباتیک اجازه می دهد تا بر اساس اسکن های سه بعدی دیجیتال، یک بلوک سنگ مرمر را تا چند میلی متری شکل نهایی تراش دهند. با این حال، پالایش سطح نهایی - مرحلهای که مجسمه هویت بصری و لمسی خود را به دست میآورد - در هر عمل جدی مرمر فیگوراتیو کار دستی باقی میماند. هیچ ماشینی هنوز این قضاوت مجسمهسازی را که یک کارور با تجربه در آن ساعات پایانی کار روی صورت یا دست انجام میدهد، بازتولید نکرده است.
قانعکنندهترین مجسمههای انسان مرمری معاصر آنهایی نیستند که به سادگی مدلهای کلاسیک را با مهارت فنی تکرار میکنند - آنها آثاری هستند که از زبان کلاسیک کندهکاری فیگوراتیو برای گفتن چیز جدیدی در مورد هویت، بدن، زمان یا مادیات استفاده میکنند. چندین رویکرد متمایز نشان می دهد که چگونه مجسمه سازان مدرن سنت را گسترش می دهند.
این رویکردها رد سنت نیستند - بلکه بسط آن هستند. قدرت مجسمههای مرمری معاصر انسان دقیقاً از عمق سنتی ناشی میشود که در درون و علیه آن کار میکنند. نیم تنه مرمر تکه تکه شده به معنای چیزی متفاوت از نیم تنه رزین تکه تکه شده است زیرا سنگ مرمر وزن انباشته قرن ها حکاکی تصویری را در هویت مادی خود حمل می کند.
انتخاب انواع سنگ مرمر عمیقاً بر شخصیت بصری و احساسی یک مجسمه انسانی تمام شده تأثیر می گذارد. مجسمهسازان کلاسیک یونان و رنسانس عمدتاً در سنگهای مرمر سفید یا تقریباً سفید کار میکردند، زیرا ساختار کریستالی ظریف آنها بالاترین وضوح سطح را پشتیبانی میکند و رنگ آنها به پوست ایدهآل انسان در زیر نور طبیعی نزدیکتر است. مجسمهسازان معاصر، رها از قراردادهای آکادمیک، در طیف وسیعتری از رنگها و الگوهای مرمر کار میکنند - و این انتخاب برای معنای کار ضروری است.
| انواع سنگ مرمر | مبدا | شخصیت بصری | استفاده از مجسمه سازی معمولی |
|---|---|---|---|
| Carrara Statuario | ایتالیا | سفید خالص، دانه ریز، شفافیت بالا | کار فیگوراتیو کلاسیک، نیم تنه پرتره |
| نرو مارکینا | اسپانیا | سیاه عمیق با رگه های سفید | چهره های معاصر، اظهارات با کنتراست بالا |
| روسو ورونا | ایتالیا | قرمز-صورتی گرم با اجزای فسیلی | آثار فیگوراتیو با بار احساسی |
| مکرانه سفید | هند | سفید روشن، دانه متوسط، بادوام | مجسمه های فضای باز، چهره های در مقیاس بزرگ |
| ورد گواتمالا | گواتمالا | سبز پررنگ با رگه های سیاه و سفید | هیبریدهای فیگوراتیو انتزاعی، کار نصب |
یک پیکره انسانی حکاکی شده در سنگ مرمر سیاه Nero Marquina، ثبت احساسی کاملاً متفاوتی را نسبت به همان شکل در سفید کارارا، حتی با کیفیت های رسمی یکسان، منتقل می کند. سطح سیاه به جای انتقال نور، نور را جذب میکند و به شکل احساس استحکام، وزن و کدورت میدهد - به همان اندازه که ویژگیهای فیزیکی ویژگیهای روانی است. مجسمه سازان معاصری که تیله های رنگی یا رگه دار را انتخاب می کنند، تصمیمات محتوایی می گیرند، نه صرفاً تصمیمات زیبایی شناختی.
زمینههای سنتی مجسمهسازی انسان مرمرین - سنگفرشهای معابد، میادین عمومی، فضای داخلی کاخها و مکانهای کلیسا - بهطور چشمگیری در دنیای معاصر گسترش یافته است. امروزه، آثار فیگوراتیو مرمر در محیطهای بسیار گستردهتری زندگی میکنند، و رابطه بین مجسمهسازی و محیط، خود یک بعد مهم از معنا و دریافت است.
در فضاهای داخلی مسکونی با کیفیت بالا، مجسمههای مرمری انسانی به عنوان لنگر هویت فرهنگی و جدیت زیباییشناختی عمل میکنند. یک نیم تنه مرمری فیگوراتیو که در یک اتاق مینیمالیستی معاصر قرار گرفته است، تنش مولد را بین باستان و مدرن ایجاد می کند - دست ساز و ماشین ساخته شده، ارگانیک و هندسی. طراحان داخلی به طور فزاینده ای پیکرهای مرمر حکاکی شده سفارشی را به عنوان نقاط کانونی در سالن های ورودی، فضاهای نشیمن و اتاق های باغ مشخص می کنند، دقیقاً به دلیل این گفتگو بین تاریخ مادی و بافت معاصر.
در محیطهای عمومی و نهادی، مجسمههای انسان مرمری معاصر به کارکردهای یادبود و مدنی ادامه میدهند - اما با آگاهی بیشتر از بدنها و داستانهای آنها. کمیسیونهای عمومی اخیر در سراسر اروپا و آمریکای شمالی به طور فزایندهای کارهای فیگوراتیو مرمری را سفارش دادهاند که زنان، رنگینپوستان و موضوعات طبقه کارگر را به نمایش میگذارند، و از رسانه نخبهای تاریخی فیگوراسیون مرمر برای تأکید بر اهمیت تاریخی زندگیهایی که قبلاً به حاشیه رانده شدهاند، استفاده میکنند. انتخاب مادی عمدی است: با قرار دادن این موضوعات در سنگ مرمر - رسانه امپراطوران و قدیسان - هنرمندان و مأموران بیانیه ای در مورد برابری تاریخی و حافظه جمعی می دهند که هیچ ماده دیگری با قدرت برابر آن را حمل نمی کند.
نمایشگاههای گالری و موزه مجسمههای انسانی مرمری، ثبت متنی دیگری را نشان میدهد، جایی که اثر در گفتگوی مستقیم با تاریخ هنر و گفتمان انتقادی وجود دارد. در این تنظیمات، فیگورهای مرمری معاصر نه تنها به عنوان اشیا، بلکه به عنوان استدلال - در مورد بدن، بازنمایی، هنر، و ارتباط مداوم سنتهای مادی در عصر دیجیتال ارزیابی میشوند. مجسمه انسان مرمری، در این زمینه، هم یک شی فیزیکی با پیچیدگی فوقالعاده صنایع دستی است و هم موضعی فلسفی در مورد معنای ساختن اشیا با دست از خود زمین.
طول عمر مجسمههای انسانی مرمری - چه نمونههای اصلی کلاسیک یا آثار معاصر - به شیوههای نگهداری آگاهانه متناسب با محیط قرارگیری آنها بستگی دارد. سنگ مرمر کربنات کلسیم است، به این معنی که در برابر حمله اسیدی ناشی از باران، آلودگی اتمسفر، محصولات پاک کننده و حتی تماس با پوست آسیب پذیر است. مراقبت مناسب هم یکپارچگی فیزیکی و هم کیفیت سطح آثار مرمر فیگوراتیو را در طول نسل ها حفظ می کند.
مجسمههای انسانی مرمری که مراقبتهای دقیقی از آنها دریافت میشود، میتوانند تقریباً از هر رسانه هنری دیگری دوام بیاورند. بقای مجسمه های سنگ مرمر یونانی و رومی در طول دو هزار سال - حتی به صورت تکه تکه - نشان دهنده دوام فوق العاده این ماده در صورت محافظت مناسب است. مجموعهداران و مؤسسات معاصری که روی آثار فیگوراتیو مرمر سرمایهگذاری میکنند، به معنای واقعی، در یک سنت نگهبانی مشارکت میکنند که به دوران باستان و بهطور بالقوه تا قرنهای آینده ادامه دارد.
دانیل اچ.
آماندا آر.
رابرت بی.
جنیفر اس.
جیمز دبلیو.
بری جی.
مایکل تی.
امیلی ک.
دیوید ال.
سارا ام.
مایکی پانزدهم
Jagxue
